تبليغاتX

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

سلامت

سلامت
 
بهداشت عمومی ،سلامت محیط و کار

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 توسط حسين
 

امگا3 فراوانی که در میگو وجود دارد، باعث می‌شود عادت به مصرف هفتگی آن از بروز آلزایمر و اختلال حواس در دوران سالمندی جلوگیری ‌کند.

کم‌خون‌ها میگو بخورند

یکی از عادت‌های خوب غذایی که متخصصان تغذیه آن را توصیه می‌‌كنند، مصرف هفتگی فرآورده‌های دریایی از انواع ماهی گرفته تا میگوست، اما خیلی‌ها می‌گویند میگو کلسترول دارد و باید از خوردن آن اجتناب کرد، اما این باور درست است یا اینکه حقیقت چیز دیگری است؟ به غیر از این موضوع، عادت به مصرف میگو چه فواید و چه زیان‌هایی دارد؟

1.ضدفشارخون

میگو از منابع اسیدهای چربی از خانواده امگا3 است که دریافت آن به کنترل فشارخون کمک می‌کند. البته توصیه می‌شود این ماده‌غذایی در هنگام تهیه با حداقل روغن و نمک طبخ شود، در این صورت به گزینه‌ای مناسب برای کاهش سطح فشارخون تبدیل خواهد شد زیرا سرخ‌کردن آن در روغن، کالری بیشتر به بدن می‌رساند و باعث افزایش‌وزن می‌شود که خود از عوامل بروز فشارخون است.

2.سرشار از سلنیوم

یکی از مواد‌معدنی‌ای که در میگو به میزان بسیار یافت می‌شود، سلنیوم است. با خوردن 100 گرم میگو، 64 درصد از نیاز روزانه به این ماده‌مغذی تامین خواهد شد و از آنجا که سلنیوم خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارد، عادت به خوردن میگو، احتمال ابتلا به سرطان روده بزرگ و انواع سرطان خون مانند «لوسمی» و «لنفوم هوچکین» را کاهش می‌دهد.

3.ضدآلزایمر

امگا3 فراوانی که در میگو وجود دارد، باعث می‌شود عادت به مصرف هفتگی آن از بروز آلزایمر و اختلال حواس در دوران سالمندی جلوگیری ‌کند. در واقع، دریافت روزانه 380 میلی‌گرم از این اسیدهای چرب، از بروز اختلال حواس و آلزایمر جلوگیری می‌كند و با خوردن هفته‌ای 2 تا 3 بار میگو، این مقدار اسیدچرب به بدن خواهد رسید.

4.ضد کم‌خونی

افرادی كه به دلایل مختلف گوشت قرمز ‌نمی‌خورند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به کم‌خونی ناشی از فقر آهن قرار دارند و از آنجا که با خوردن 100 گرم میگو، 19 درصد از نیاز به این ماده‌مغذی تامین می‌شود، بهتر است در صورت نخوردن گوشت قرمز، میگو را در برنامه غذایی روزانه‌شان بگنجانند.

5.منبع پروتئین و کلسترول خوب

میگو برخلاف تصور عامه مردم، باعث افزایش کلسترول ‌نمی‌شود زیرا بررسی‌های مقایسه‌ای میان دو رژیم‌غذایی با تخم‌مرغ و میگو نشان داده‌اند که رژیم دارای میگو 7 درصد سطح کلسترول بد و 12 درصد سطح کلسترول خوب را افزایش می‌دهد در حالی که رژیم دارای تخم‌مرغ، سطح کلسترول بد را 10 درصد و سطح کلسترول خوب را 7 درصد بالا می‌برد. در واقع این ماده‌غذایی چربی کمی دارد و با خوردن 12 عدد میگوی درشت بخارپز شده، 160 میلی‌گرم کلسترول وارد بدن می‌شود و سطح تری‌گلیسرید 13 درصد پایین می‌آید بنابراین توصیه می‌شود آن را مانند سایر منابع پروتئینی مصرف كنید.

سرانه مصرف میگو

طبق اعلام برخی از کارشناسان، مصرف سرانه میگو در ایران تقریبا 10 تا 20 گرم در سال است و بیشترین مصرف‌کنندگان هم تهرانی‌ها هستند. البته در سال‌های اخیر، مصرف فرآورده‌های دریایی افزایش قابل‌ملاحظه‌ای داشته‌ اما هنوز هم از مقدار استاندارد توصیه شده كمتر است و هنوز هم در مقایسه با مصرف جهانی در سطوح حداقل قرار داریم. مصرف سرانه ماهی در ایران تقریبا 10 کیلوگرم در سال و در سطح جهانی 16 کیلوگرم است. بنابراین خوب است این را هم بدانید كه در میان کشورهای مختلف دنیا، تایلند، فیلیپین، هند و اکوادور بزرگ‌ترین پرورش‌دهندگان میگو هستند.

یادآوری

میگوی سرخ یا سوخاری‌شده، میزان كالری دریافتی را افزایش می‌دهد در حالی که می‌توان با بخارپز کردن این منبع پروتئینی و زدن چاشنی‌ای مانند آبلیموترش تازه به آن، وعده‌غذایی کم‌کالری و در عین حال مغذی‌ای داشت. البته کباب‌کردن و بخارپزکردن میگو با سبزی‌های‌خام یا بخارپز، می‌تواند وعده‌غذایی ارزشمندی را به وجود آورد.
منبع : Salamat.ir

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط حسين

 

اختصاص روزی از سال به عنوان روز جهانی مادر، گامی است مثبت در جهت ارج‌گذاری زحمات این قشر سرشار از عاطفه که از هیچ نوع گذشت و فداکاری در رشد و شکوفایی فرزندانشان دریغ نمی‌کنند. آن چه مسلم است این که در قبال عشق، محبت و پاکی که مادر نثار فرزند خود می‌سازد، انسان از قدردانی عاجز و ناتوان است و بی‌تردید همین ناتوانی انسان در ارج نهادن به ارزش و مقام مادر بود که بهشت را زیر پای مادران قرار داد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 توسط حسين

                   گوشت          

مصرف بيش از حد گوشت قرمز در دوران بارداري كودك را عصبي مي كند
تحقيقات نشان مي دهد، مصرف بيش از اندازه پروتئين خصوصا گوشت قرمز از سوي مادر باردار عاملي براي بروز طيفي از اختلالات عصبي و اضطراب كودك در آينده است.
دكتر مژگان سفي، متخصص اطفال به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: مصرف فراوان پروتئين و به دنبال آن كاهش مصرف كربوهيدارات ها باعث افزايش هورمون مسبب استرس "كورتيزول" در زنان باردار و معاقب آن بر روي جنين مي شود.
وي افزود: استفاده محدود از گوشت قرمز به تمام زنان توصيه مي شود و تاثير كورتيزول بيش از حد موجود در خون مادر، بيشترين تاثير خود را حدود 20 سال بعد از تولد كودك ايجاد كرده و باعث عصبي شدن فرد مي شود.
اين متخصص اطفال تاكيد كرد: پيگيري وضعيت مادراني كه در بارداري از گوشت قرمز استفاده مي كنند بيانگر آن است كه بروز وضعيت خطرناكي موسوم به بره اكلامپسي "فشار خون حاملگي" در مادران باردار علاوه بر مصرف گوشت قرمز عاملي براي عصبي شدن فرد است . . . .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط ایمان

آيا تا به حال با خوراكيهاي خواب آور آشنا شده ايد؟

 يا اينكه دلايل خواب آور بودن آنها را مي دانيد؟

 

يكي از دلايل خواب آور بودن خوراكيها به دليل وجود مواد معدني مانند كلسيم ، منيزيم، پتاسيم، و ويتامينهاي گروه ب و اسيد آمينه تزيپتوفان مي باشد  حال در زير با اين مواد و تعدادي از خوراكيهاي خواب آور آشنا مي شويم .

تريپتوفان: تريتوفان آمينو اسيدي است كه بدن براي توليد يك انتقال دهنده عصبي بنام سروتونين به آن نياز دارد.سروتونين ماده‌اي است كه ترافيك عصبي مغز را كنترل مي‌كند وموجب بروز آرامش و خواب‌‌آلودگي مي‌شود.بنابراين تريتوفان ماده‌ي خامي است كه مغز با استفاده از آن،انتقال دهنده‌هاي آرامش بخش عصبي را توليد مي‌كند.

نسبت مناسب کلسیم به منیزیم دو محرک کمک کننده برای بی خوابی و کاهش فشار عصبی است.در صورتی که کلسیم و منیزیم 45دقیقه قبل از خواب مصرف شود اثر آرامبخش دارد.این دو باید به نسبت 2به 1مصرف شود

مصرف ویتامینهای گروه ب در روز مانع بی خوابی می شود

ویتامین تیامین: مغز انسان از این ویتامین برای کمک به تبدیل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده می‌کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژی می‌ماند.
 ثابت ماندن قندخون در طول خواب باعث مي‌شود پريدن از خواب و احساس گرسنگي در طول شب به حداقل ممکن برسد
منیزیم:مصرف منیزیم به میزان 250 میلی گرم ایجاد خواب آلودگی می کند.کمبود منیزیم باعث عصبانیت فرد و مانع خواب او می شود

خوراکي‌هاي خواب‌آور
1.بادام

بادام سرشار از منيزيم است و افزايش سطح اين ماده معدني در بدن مي‌تواند باعث ريلکس شدن عضلات و بالا رفتن کيفيت خواب در افراد مختلف شود. به علاوه، پروتئين مرغوب موجود در بادام مي‌تواند سطح قندخون را در طول خواب ثابت نگه دارد. ثابت ماندن قندخون در طول خواب باعث مي‌شود پريدن از خواب و احساس گرسنگي در طول شب به حداقل ممکن برسد. به همين دليل بهتر است در وعده شام، حدود 35 گرم بادام خام را به سالاد خود اضافه کنيد يا 4 تا 5 عدد بادام را يکي، دو ساعت پيش از خواب ميل کنيد.


2.موز

اگر برخي از شب‌ها دچار بي‌خوابي مي‌شويد، از رختخواب خود بيرون بياييد و يک عدد موز بخوريد. موز جزو بهترين منابع دريافت منيزيم و پتاسيم محسوب مي‌شود. اين دو ماده معدني مفيد هم به سادگي استرس را از روان و عضلات شما دور خواهند کرد و هم آرامشي نسبي را که لازمه داشتن خوابي راحت است، برايتان به ارمغان خواهند آورد. به علاوه موز حاوي ماده‌اي به نام تريپتوفان نيز هست که اين ماده در مغز ما به سروتونين و ملاتونين تبديل مي‌شود. اين ترکيب‌هاي هورموني جزو موادي هستند که افزايش سطح‌شان در مغز مي‌تواند آرامش بيشتري را براي افراد در پي داشته باشد و استرس و فکر و خيال‌هاي بي‌جا را از آنها دور کند. به همين دليل اگر تجربه خواب خوبي را در طول شب نداريد، حدود نيم‌ساعت پيش از خواب يک عدد موز را با يک ليوان شير ولرم مخلوط کنيد و آن را بخوريد.


منبع : سلامت



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 توسط ایمان

واكسنها نسبت به يخ زدگي و و حرارت حساس هستند بنابراين لازم است در دماي مناسب نگهداري شوند .به كليه اقداماتي كه براي حفظ واكسنها در دماي مناسب از زمان توليد تا زمان مصرف انجام ميشود يا به عبارت ديگر به نظامي مركب از افراد و تجهيزات كه اطمينان ميدهد واكسن موثر به مصرف كننده برسد زنجيره سرد گفته مي شود  .

در حال حاضر واكسنهايي كه در زنجيره سرد مراكز بهداشت شهرستان نگهداري ميشود عبارتند از :

واكسن ثلاث ، توام بزرگسالان ، توام خردسال ، هپاتيت ‌‌‌ب ،  پوليو ، مننژيت ، ب ث ‍ژ ، ام ام آر ، واكسن هاري ، سرم هاري ، سرم عقرب ، سرم مار ، سرم ضد ديفتري، آنتي توكسين تري والان بوتولينوم.كه البته در سال جديد واكسن Hib هم به جمع اينها اضافه ميشه و در سالهاي آينده روتاويروسها هم به اين ليست مي پيوندند.

مطابق با دستورالعمل اين واكسنها به صورت ماهيانه از زنجيره سرد استان تحويل گرفته شده و در دو نوبت در ماه به مراكز شهري و روستايي تحويل داده مي شود.

در مديريت زنجيره سرد نقش افراد از تجهيزات بيشتر مي باشد .

امروزه مديريت زنجيره سرد فراتر از ثبت درجه حرارت و چيدمان مناسب واكسنها مي باشد در پورتال وزارت بهداشت مركز مديريت بيماريهاي واگير از  نرم افزا VSSMجهت مديريت زنجيره سرد در بسياري از شهرستانها  استفاده مي شود در اين نرم افزار ابتدا تعداد انبارهاي ذخيره واكسن رو ثبت مي كنيم ( سردخانه ها بالاي صفر يا زير صفر) سپس ورودي و خروجي واكسن در اين جا ثبت مي شود .

شما براي يك مديريت خوب در زنجيره سرد شهرستانتان علاوه بر داشتن تجهيزات مناسب لازم است بتوانيد پرت و فاكتور پرت واكسنها را به تفكيك محاسبه كنيد سپس با استفاده از فاكتور پرت نياز واكسنها  را به تفكيك برآورد كنيد وهمچنين زمانيكه كه رو تاويروسها هم به برنامه اضافه بشند لازمه شما بتونيد حجم به ازاي دوز را برآورد كنيد ( روتاويروسها حجم زيادي از سرخانه ها را اشغال ميكنند) ( ۶۲۵دوز از روتاويروسها فضايي معادل ۴۱۰۰دوز پوليو و سرخك را اشغال ميكند).

براي محاسبه  پرت و فاكتور پرت و آشنايي با حجم به ازاي دوز ميتونيد كتاب راهنماي مديريت زنجيره سرما ، واكسن ، تجهيزات تزريقات ايمن را از اينجا دانلود كنيد.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط حسين
 

 

۱. انبه میوه‌ای است با طبع گرم و خشك، نارس آن سرد و خشك می‌باشد.

2.بخاطر وجود تانن در پوست انبه برای معالجة اسهال مفید است. طریقة مصرف : یك قاشق چای‌خوری كوبیدة پوست انبه دو مرتبه در روز.

 ۳. انبه مقوی جسم و روح و دستگاه گوارش است.

4. كلیه و مثانه را تقویت می‌كند. یك ساعت قبل از غذا یا بعنوان غذا میل شود.

5.رنگ چهره را باز می‌كند. مانند شماره 4 میل شود.

6. كسانی كه مزاج گرم دارند افراط در خوردن آن نكنند.

7. از بین برندة بوی بد دهان است.

8. افراد سوداوی و بلغمی كمتر انبه بخورند چون تولید بلغم و سودا می‌كند.

9. خوردن انبه ضعف بینایی می‌آورد.

10.  گوشت میوة انبه جریان خون را رونق می‌بخشد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط ایمان

ای كاش فدك این همه اسرار نداشت

ای كاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای كاش در سوخته مسمار نداشت


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 توسط حسين

 سیبها محصول این ایده هستند که باید میوه ها را برای سالم بودن یا دور ماندن از دکتر،  مصرف کرد. سیبها واقعا فواید مغزی متفاوتی دارند که می‌توان آنها را به رژیم خود اضافه کنیم. از بین همه میوه هایی که تناول می‌کنیم، سیب منبع غنی است از پکتین است، یک فیبر طبیعی که مملو از فواید فراوانی می‌باشد. همچنین سیب حاوی کوارستین،  تانینها و آنتی اکسیدانها می‌باشد،  که همه اینها عامل تندرستی هستند. در زیر 5 فایده از فواید سیب را ملاحظه می‌فرمایید.

  1. سیب روده ها را بهبود می‌بخشد. پکتین منبع فیبر و یا ماده مغزی می‌باشد که می‌توان به رژیم خود اضافه کنیم. اگرچه این ماده در مرکبات و آلوها وجود دارد،  اما سیب ها بیشترین مقدار را در خود دارند. پکتین با افزایش میزان مدفوع و ادرار کمک به درمان یبوست و اسهال می‌کند و معمولا سلامت روده را بهبود می‌بخشد. محققان دریافته اند که پکتین موجود در سیب شیوع بیماری تومور روده بزرگ و سرطان روده ها را کاهش می‌دهد.
  2. سیب کلسترول را کاهش می‌دهد. محققان با مطالعه بیماری قلبی و مواد مغزی در یافته‌اند که اگر روزانه سه عدد سیب به مدت سه ماه بخوریم،  می‌توانیم مقدار کلسترول را 20 درجه کاهش دهیم. چطور این اتفاق می‌افتد؟ پکتین سیب (این منبع معجزه آسای فیبر طبیعی) کلسترول بد خون (LDL) را از سیستم بدن خارج می‌کند. نه تنها پکتین بلکه کوارستین آنتی اکسیدانی نیز از انباشتگی کلسترول LDL در جریان خون جلوگیری می‌کند. از آنجا که سیب کلسترول خون را پایین می‌آورد می‌تواند به عنوان یک پیش غذا استفاده شود.
  3. سیب خطر سرطان را کاهش می‌دهد. سیب منحصر به جلو گیری از سرطان روده نمی‌شود. بلکه مقدار فراوان کوارستین،  دیگر فلاونوییدهای موجود در این میوه سبب آزاد‌سازی فعالیت آنتی اکسیدانی قوی در افرادی می‌شود که این میوه را می‌خورند و ازفعالیت رادیکالهای آزاد جلوگیری می‌کند. علاوه براین phytochemical های موجود در سیب از سرطان جلوگیری می‌کنند. به این معنی که خوردن سیب از سرطان پروستات - کلیه و دیگر اعضای بدن جلو گیری می‌کند.
  4. سیب فرآیند پیری را به تاخیر می‌اندازد. خیلی ا ز دانشمندان در جستجوی سرچشمه جوانی بودند که پی به وجود سیب بردند. Phytochemical های سیب که باعث رنگ روشن در این میوه می‌شوند در کنار دیگر مواد موجود در سیب باعث کاهش کلسترول و مقابله با سرطان می‌شوند، همچنین از دیابت ، فشارخون بالا ، بیماری قلبی و دیگر شرایطی که باعث ناتوانی در سنین بالا می‌شوند جلوگیری می‌کنند.
  5. سیب از ریزش مو جلوگیری می‌کند. اگر می‌خواهید موهای بادوام تری داشته باشید سیب میل کنید. سیب در لیست میوه جاتی است که کمک می‌کنند تا خون بهتر به پیازچه مو برسد.

 امیدوارم سیب بخورید و بیماری را از خود دور کنید. شاد و سر حال و قوی بمانید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 توسط حسين

 

بعضی از میوه ها قند دارند و باعث چاقی می شوند،بعضی دیگر بر عکس لاغر می کنند اما تا کنون درباره میوه هایی که چربی را بسوزانند شنیده بودید؟آیا این میوه ها را می شناسید؟

یک سری مواد غذایی وجود دارد که به نام " غذاهایی با کالری منفی " (NEGATIVE CALORIE FOODS) معروف هستند.این مواد غذایی نسبت به سایر مواد،انرژی بیشتری برای هضم خود نیاز دارند، یعنی بدن انرژی بیشتری برای هضم آنها می سوزاند و در عین حال بدن نمی تواند کالری زیادی از آنها برای خود ذخیره کند.پس علاوه بر اینکه باعث سوخت چربی ها می شوند، کمتر به چربی تبدیل شده و ذخیره می شوند.مواد غذایی دارای چربی،پروتئین،کربوهیدرات،کالری،ویتامین و املاح هستند.ویتامین ها،بافت های بدن را تحریک می کنند تا آنزیم تولید کنند که این آنزیم ها باعث تجزیه و مصرف انرژی موجود در غذاها می شوند.بنابراین غذاهایی با کالری منفی، غذاهای غنی از ویتامین و املاح هستند که نه تنها باعث مصرف انرژی حاصل از خود می شوند،بلکه انرژی اضافی موجود در طی عمل هضم را مصرف می کنند.البته مصرف اینگونه مواد غذایی زمانی در کاهش وزن مؤثر است که غذاهای پُرکالری و فاقد مواد مغذی مثل انواع تنقلات، چیپس و ... را مصرف نکنید.
مواد غذایی با کالری منفی (NEGATIVE CALORIE FOODS) یاچربی سوز شامل انواع مختلفی از میوه ها و سبزی ها است که شامل مواد غذایی زیر می باشد:
از سبزی ها:
مارچوبه – چغندر – کلم – کلم بروکلی – هویج - گل کلم – کرفس – کاسنی – فلفل قرمز – خیار – شاهی – سیر – لوبیا سبز – کاهو – پیاز – تربچه – اسفناج – شلغم و کدو سبز است.
 از میوه ها:
سیب – زغال اخته – طالبی و گرمک – گریپ فوروت – لیمو ترش – انبه – پرتقال – هلو – آناناس – تمشک – توت فرنگی – گوجه فرنگی – نارنگی و هندوانه است.
منبع:tebyan.net

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 توسط حسين


انار خواص آنتی‌اكسیدانی دارد. افزون بر آن این میوه زیبا و خوشرنگ منبع خوبی از انواع ویتامین‌ها از جمله ویتامین A، C وE و اسید فولیك است.

این میوه پرخاصیت، برای درمان و بهبود مشكلات گوارشی، سرطان، مراقبت از دندان‌ها، التهاب مفاصل، كم‌خونی و دیابت هم مفید است.
در طب سنتی انار برای پاكسازی پوست و كاهش التهاب‌های مختلف هم مصرف می‌شده است. آب انار برای درمان گلودرد نیز موثر است.

انار و درمان بیماری‌ها
اختلالات معده:
پوست و برگ انار برای بهبود مشكلات معده و اسهال‌ ناشی از مشكلات گوارشی مفید است. آب انار نیز در بهبود اسهال خونی موثر است.

مشكلات قلبی:
مصرف منظم انار یا آب آن باعث می‌شود گردش خون در سراسر بدن به درستی انجام پذیرد. این خاصیت، خطر حملات و سكته قلبی را نیز كاهش می‌دهد. خواص آنتی‌اكسیدانی موجود در این میوه به جلوگیری از لخته شدن خون هم كمك می‌كند.

سرطان:
انار سرشار از آنتی‌اكسیدانی است كه برای پیشگیری از سرطان مفید است. افرادی كه بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان سینه یا پروستات هستند، باید نوشیدن آب این میوه را شروع كرده و فراموش نكنند این كار كمك زیادی به كاهش خطر بروز این بیماری می‌كند.

مراقبت از دندان:
یكی از خاصیت‌های انار این است كه آب آن، همراه با داشتن خاصیت ضدباكتریایی و ضدویروسی، به كاهش اثرات پلاك‌های دندانی نیز كمك می‌كند.

كم‌خونی:
داشتن جریان خون سالم و كافی در بدن به واسطه مصرف منظم این میوه، حاصل می‌شود. انار برای خون، آهن فراهم كرده و در نتیجه به كاهش علایم كم‌خونی مانند خستگی، سرگیجه و ضعف كمك می‌كند، اما در كنار تمام آنچه گفته شد، فواید دیگری نیز برای این میوه خوشمزه وجود دارد. به عنوان مثال، انار احتمال تولد نوزاد نارس را كاهش می‌دهد و به علاوه به مادرانی كه منتظر تولد كودكشان هستند كمك می‌كند تا نوزادی با وزن متعادل به دنیا بیاورند.

انار همچنین از بیماری آلزایمر در میانسالان و احتمال بروز آن جلوگیری می‌كند.

در ضمن متخصصان پوست معتقدند انار در كاهش مشكلات ناشی از افزایش سن مانند ایجاد چین و چروك موثر بوده و در نتیجه پوست شما را جوان و شاداب نگه می‌دارد.

انار برای بهبود هضم نیز موثر است و گویا با گذشت زمان، هر روز انسان‌ها به خواص بیشتری از فواید بی‌شمار انار پی می‌برند. پس از حالا تا پایان فصل این میوه، از میل كردن و بهره بردن از فواید بی‌شمار آن غافل نشوید.
منبع: jamejamonline.ir

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 توسط ایمان
در مورد اقدامات پس از واكسيناسيون طبق دستورالعمل مركز مديريت بيماريهاي واگير  مهم ترين اقدام كنترل موضع از نظر خونريزي و هماتوم و كنترل كودك از نظر شواهد آنافيلاكسي مي باشد.در شيرخواران بعد از شش ماهگي مصرف مقدار كمي مايعات شيرين پيش از واكسيناسيون و نيز فشردن ملايم محل مورد نظر ، خم نمودن نسبي آرنج براي واكسن هاي بازو و چرخش ملايم ران به سمت داخل براي واكسنهايي كه قرار است به ران تزريق شوند براي كاهش درد ممكن است موثر باشند.

 لازم است بسته به نوع واكسن مصرفي در مورد عوارض احتمالي شايع و اينكه چه زماني نياز به مراجعه مجدد هست اطلاعات لازم به والدين داده شود . بنا به نظر كميته كشوري ايمن سازي ، تجويز يك دوز  استامينوفن همزمان با تلقيح واكسن ثلاث توصيه ميشود و بايد به والدين آموزش داد تا در صورت بروز تب ويا بيقراري همان دوز را به فواصل هر چهار ساعت تكرار نمايند . مرطوب نمودن محل تزريق واكسن با آب خنك و باد زدن ودميدن ملايم آن در تسكين درد موضعي موثر هستند. از آسپرين نبايد استفاده گردد اما در شرايط خاص و با مشورت پزشك ممكن است از بروفن نيز استفاده كرد . طي ۲۴ ساعت اول استفاده از كمپرس آب سرد بر موضع در كاهش درد موثر است اما ازگذاشتن يخ بايد اجتناب نمود.

چنانچه درد و تورم بعد از۲۴ ساعت اول ادامه داشته باشد انجام كمپرس گرم با حوله گرم و مرطوب با افزايش خونرساني به موضع كمك كننده است اما توصيه ميشود در مقاطع زماني كوتاه انجام شود تا موضع صدمه حرارتي نبيند. در عرض اين مدت يعني دو روز اول واكسيناسيون مصرف بيشتر مايعات يا تغذيه با شير مادر و انجام ورزشهاي ملايم براي موضع مربوط مانند حركات دوچرخه براي رانها و كمي بالا قرار دادن موضع واكسينه شده مانند بازو در زمان خواب ، مثلا قرار دادن بازو روي يك بالش كوچك كمك كننده است.

در انتها با توجه به اينكه احتمال بروز وازوواگال سنكوپ يا Faint بعد از دريافت واكسنهاي تزريقي به ويژه در كودكان بزرگتر و بزرگسالان وجود داردقبل از تزريق در خصوص سابقه وجود اين حالت از والدين و يا گيرنده واكسن پرسش به عمل آمده و مراقبت لازم در اين خصوص اعمال گردد . در اين افراد بهتر است واكسيناسيون در حالت خوابيده انجام شود و پس از تزريق فرد ۱۵ الي ۳۰ دقيقه استراحت نمايد.  


نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم اسفند 1390 توسط ایمان

بوی باران ، بوی سبزه، بوی خاک،

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید،

برگ های سبز بید،

عطر نرگس ، رقص باد،

نغمه شوق پرستوهای شاد ،

خلوت گرم کبوتر های مست .....

نرم نرمک می رسد اینک بهار ،

خوش به حال روزگار !

خوش به حال چشمه ها و دشتها ،

خوش به حال دانه ها و سبزه ها ،

خوش به حال غنچه های نیمه باز ،

خوش به حال دختر میخک – که میخندد به ناز –

خوش به حال جام لبریز از شراب ،

خوش به حال آفتاب .

 ای دل من ، گرچه –  در این روزگار –

جامه رنگین نمی پوشی به کام ،

باده رنگین نمی بینی به جام ،

نقل و سبزه در میان سفره نیست، جامت از آن می که می باید -  تهی است ،

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی بانسیم !

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب !

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار .

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ ،

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ !

 

 

سال نو مبارك


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 توسط حسين

آیا از خواص درمانی  چای سبز اطلاعی دارید؟

 چای سبز خطر مرگ در اثر بیماری قلبی را بیش از بیست و پنج درصد كاهش می‌دهد.
چای سیاه و چای سبز هر دو از گیاه واحدی به دست می آیند.
تفاوت در این است که برای تهیه چای سبز برگها را بخار داده ، گرد می کنند و سپس آنرا خشک می نمایند . ولی برای تهیه چای سیاه برگها ، خشک شده ، تخمیر شده،در برخی اوقات مواد و رنگهای شیمیائی به آن اضافه میگردد و برشته می شود یعنی فرآیند بیشتری به روی چای صورت می گیرد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 توسط ایمان

روایات در خصوص جشن چهارشنبه سوری بسیار است

بعضی از این روایات این جشن را به آیین ایران باستان نسبت میدهندو بعضی دیگر به زردتشت ،البته مراسمی که امروزه برپا می‌شود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بی‌احترامی به آن نماد تلقی می‌شود. این مراسم در چهارشنبه اخر سال در تمام  اقوام وادیان ( بجزء زردتشتیان)برگزار میشود

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.

هاشم رضی در كتاب گاه شماری و جشن‌های ایران باستان، درباره چهارشنبه سوری می نویسد: «ایرانیان در یكی از چند شب آخر سال جشن سوری را كه عادت و سنتی دیرینه بود، با آتش‌افروزی همگانی برپا می‌كردند.

اما چون اساس تقسیم آنان در روزشماری بر آن پایه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌های كنونی روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنین جشنی برگزار نمی‌شد. روزشماری كنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. بی‌گمان سالی كه این جشن به شكلی گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماری تازیان چهارشنبه نحس و بدیمن به شمار می‌آمده از آن تاریخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوری به شادمانی پرداخته و بدین وسیله می‌كوشیدند نحوست چنین شبی را از بین ببرند.»

متاسفانه در سال­هاي اخير مراسم سنتی و زيبای اين شب رنگ ديگری به خود گرفته و تبديل به بازي­هاي خطرناک با مواد منفجره و محترقه گرديده است. آتش زدن بوته­های خشک و پريدن از روی آتش به تجمع جوانان در خيابان­ها، آتش زدن فشفشه و منفجر کردن ترقه و پرتاب سيگارت تبديل شده­است که می­تواند خطرات متعددي را براي بسیاری ازهموطنان عزیزمان به خصوص کودکان ، سالمندان، و زنان باردار به دنبال داشته باشد.

آمار تکان دهنده حوادث چهارشنبه سوری سال گذشته:

بیشترین نواحی آسیب دیده:به ترتيب دست (3/37 درصد) و چشم (29 درصد)، بيشترين نواحي آسيب­ديده بدن بودند.

5 مورد حادثه منجر به فوت و 18 مورد منجر به معلوليت گرديد.

 فراواني حوادث مربوط به آتش­بازي شب چهارشنبه پاياني سال در جنس مذكر حدود 4 برابر جنس مونث بود.

زخم، پارگي و بريدگي شايع­ترين نوع آسيب در سال 1389 بود و سوختگی درجه يك و خراشيدگي و سايیدگی در رتبه­هاي بعدي قرار داشتند.

گروه سنی جوان و نوجوان، بیشترین قشر آسيب­پذير در اين نوع حوادث بودند. گروه سنی24-20 سال با 8/19درصد و گروه سنی 19-15  سال با 6/19 درصد، مجموعاً حدود40 درصد حوادث مربوطه را در سال 89  به خود اختصاص دادند
درسال 1389، 1/48 درصد حين بازی با مواد محترقه، 8/21 درصد حين عبور به صورت عابر پیاده، 8/11 درصد حين تماشا،2/4 درصد حين پريدن از روي آتش، 7/2 درصد حين تهیه و ساخت مواد مذکور ،6/1درصد حين انجام وظيفه دچار آسيب شده اند.


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 توسط ایمان
یکشنبه ۸ مارس ۱۹۴۱ ،ویرجینیا وولف در دفتر یادداشت‌هایش نوشت : «همین حالا از برایتون برگشته‌ایم. مثل یک شهر خارجی بود: نخستین روز بهار زن‌ها روی نیمکت‌های عمومی نشسته بودند. کلاه زیبایی در قهوه‌خانه دیدم. مد چقدر چشم را زنده می‌کند! …. نه: خیال درونگرایی ندارم. در تأیید جمله هنری جیمز می‌گویم: همواره مشاهده کن. رسیدن ِ پیری را نظاره کن. ولع را نظاره کن… شاید کارت موزه بخرم٬ هر روز دوچرخه‌سواری کنم و تاریخ بخوانم. شاید در هر دوره یک فرد ِ شاخص را برگزینم و پیرامونش بنویسم. آدم باید مشغول باشد و حالا با اندکی شادی می‌بینم که ساعت ۷ است باید شام درست کنم. ماهی کداک با سوسیس.»

۲۰ روز بعد وولف با جیب‌های پر از سنگ ته ِ رودخانه اوز بود. او در ۲۵ ژانویه سال ۱۸۸۲ در لندن به دنیا آمد و ۲۸ مارچ ۱۹۴۱ در ۵۹ سالگی و در نزدیکی منزلش در ساسکث خودش را در رودخانه غرق کرد. به نظر نمی‌رسد نویسنده یادداشت فوق قصد خودکشی داشته است. این چرخش احساسی چطور در فاصله ۲۰ روز و حتی کم‌تر٬ چون او چند روز قبلش دست به یک خودکشی ناموفق زده- برای او اتفاق افتاده است؟

وولف در بیشتر دوران زندگی‌اش درگیر امواج تغییرات خلقی بود. اولین علایم در ۱۳ سالگی و پس از مرگ مادرش آشکار شد. در سال‌های ۱۹۰۴ و ۱۹۱۲ دوره‌های دیگری از افسردگی را تجربه کرد. در دوره‌های افسردگی به ندرت صحبت می‌کرد و غذا می‌خورد. چندین نوبت در آسایشگاه بستری شد. یک نوبت خودش را از پنجره اتاقش بیرون انداخت و یک بار نیز با خوردن ۱۰۰ عدد قرص ورونال اقدام به خودکشی کرد که نجات یافت.

اما وولف همیشه افسرده نبود. او مشهور بود که چهره‌ای کودکانه دارد و مثل بچه‌ها می‌خندد. در دوره‌هایی از زندگی بسیار فعال و پرجنب‌و‌جوش بود. شرکت در جلسات نقد ادبی٬ برگزاری گردهمایی در مورد حقوق زنان٬ نقد کتاب٬ نوشتن زندگینامه و دفتر یادداشت‌ها نشان می‌دهد که او همیشه گوشه‌گیر و منزوی نبود. در کنار دوره‌های افسردگی که گاه چند سال طول می‌کشید و گاه سال‌ها او را رها می‌کرد٬ او دچار دوره‌های تغییرات خلقی بصورت خلق ِ شاد یا تحریک‌پذیر می‌شد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390 توسط ایمان
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوم اسفند 1390 توسط ایمان

این سلولها توانایی تبدیل شدن به همه سلولهای بدن را دارا می باشنداين سلولها واجد توانايي خود نوسازي (Self Renewing) و تمايز (Differentiating) به انواع سلولها از جمله سلولهاي خوني، قلبي، عصبي و غضروفي هستند. هم چنين در بازسازي و ترميم بافت هاي مختلف بدن بدنبال آسيب و جراحت موثر بوده و مي توانند به درون بافتهاي آسيب ديده اي که بخش عمده سلولهاي آنها از بين رفته است، پيوند زده شوند و جايگزين سلولهاي آسيب ديده شده و به ترميم و رفع نقص در آن بافت بپردازند.

سلولهای بنیادی به سه دسته تقسیم می شوند:

سلولهای بنيادی جنينی: از توده سلولی داخلی جنين 16-14 روزه گرفته می شود و قادر است تمام سلولها و بافتهای يک فرد کامل را بسازد.

سلولهای بنيادی بالغ: به سلولهايي که پس از تولد از بافت های مختلف فرد بالغ جدا می شوند، گفته می شود. سلولهای بنيادی خونساز مستقر در مغز استخوان، مغز، کبد و ساير بافت ها از اين دسته می باشند که قدرت تمايز به برخی از بافتها را دارا می باشند.

سلولهای بنيادی خون بندناف: از بندناف استخراج شده و همانند سلولهای بنيادی خونساز مغز استخوان می باشند. 

خون بندناف خونی است که پس از تولد در بند ناف و جفت باقيمانده و دور ريخته می شود. اين خون غنی از سلولهای بنيادی است.

سلولهای بنيادی خون بند ناف همانند سلولهای بنيادی خونساز مغز استخوان به سلولهای زیر تقسيم میشوند:

  • سلولهای قرمز، که اکسيژن را به تمام بدن حمل می کنند.  

  • سلولهای سفيد، که در سيستم ايمنی فعالانه شرکت دارند.

  • پلاکتها که به انعقاد خون کمک می کنند.

همچنين قادر به ساخت انواع سلولهای ديگر و ترميم و نگهداری سلولها در هنگام جراحت می باشند.

بیماریهايي که با خون بند ناف درمان شده اند

فهرستی از بيماريهايي که با استفاده از سلولهای بنيادی خون بندناف قابل درمان هستند به شرح ذيل می باشد:

  • اختلالات سلولهای بنيادی: کم خونی آپلاستيک، کم خوني فانکوني، هموگلوبينوری حمله ای شبانه (PNH) .

  • لوسمی حاد: AML، ALL، لوسمی تمايز نيافته حاد .

  • لوسمی مزمن: CML .     

  • بيماريهای نقص در توليد لنفوسيتها: لنفوم غير هوچکين، لنفوم هوچکين.

  • ناهنجاريهای ارثی گلبولهای قرمز: بتا، تالاسمی ماژور، کم خونی سلولی داسی شکل.

  • اختلالات سيستم ايمنی مادرزادی: سندروم کاستمن، نقص چسبندگی لکوسيتی، سندروم دی جرج .

  • نقص ارثی پلاکتی: ترومبوسيتوپنی مادرزادی

  • اختلالات پلاسماسل: مولتی پل ميلوما، لوسمی. پلاسماسل.

  • بيماريهای ارثی: سندروم لش نيهان، هيپوپلازی غضروف .

  • ساير بيماريها: بيماری الزايمر، ديابت، پارکينسون، صدمات نخاعی، سکته های قلبی و مغزی، بيماريهای کبدی، ديستروفی عضلانی .

در حال حاضر در کشورمان فقط بیماریهایی که منشاء خونی دارند از جمله تالاسمی ، سرطان خون و کم خونی ها با استفاده از سلولهای بنیادی خون بند ناف قابل درمان هستند .

تعداد نمونه های فریز شده در حال حاضر در کشور ما حدودا ۲۵۳۵۴ تا ۳۰ دی ۹۰ میباشد



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام بهمن 1390 توسط ایمان

فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در  تهران به دنیا آمد.

فریدون مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران انجام داد و سپس به علت مأموریت اداری پدرش به مشهدرفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت. به گفتهٔ خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگی‌هایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی... در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.»

مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی او با مقدمه محمد حسین شهریار و علی دشتی در ۱۳۳۴ به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه میگوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادر پور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»

معروفترین اثر مشیری شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» چاپ شد. این شعر هنوز بعد از ۵۱ سال که از تولدش می گذرد  از زیباترین و عاشقانه ترین  و پرطرفدارترین شعرهای نو زبان فارسی است. 

دانلود شعر کوچه با صدای فریدون مشیری

کوچه

 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
 

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:
 

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.
 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»

 

با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .»

باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

 

اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

 

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

 

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .


بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

فریدون مشیری
از مجموعۀ «ابر و کوچه»


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 توسط ایمان
می‌گویند که «سحرخیز باش تا کامروا باشی»، من هم مثل خیلی از شماها محسنات سحرخیزی را تجربه کرده‌ام. اما فارغ از حرف‌های معمول، اگر بخواهیم خودمانی باشیم، کدام یک از ما اگر کار و بارش به گونه‌ای باشد که نیاز به برخاستن زودهنگام از بستر نداشته باشد، مخصوصا در این روزهای سرد، اراده سحرخیزی دارد و باز اگر لازم نباشد اول وقت جایی باشیم، کدام یک از ما لذت بیدار ماندن برای گفتگو، مطالعه آزاد یا دیدن فیلم را از دست می‌دهد و سر شب می‌خوابد.

این جاست که گاهی ما از خودمان می‌پرسیم، آیا سحرخیزی آنچنان که قديما گفته‌اند، همیشه چیز خوبی است یا نه!

در اینجا سحرخیزها را با جغدهای بیدار شب‌ها، از چند جنبه مورد مقایسه قرار می‌دهیم!

- سحرخیزها باهوش‌ترند یا دیربه‌خواب‌رونده‌ها؟
جالب است که بدانید پژوهش‌های روانشناسی جالبی در طی سال‌ها در مورد ریتم‌های شبانه‌روزی ما صورت گرفته است. خیلی از ماها، آدم‌ها صبح هستیم، یعنی تمرکز و بازده کاری و حتی خلقمان در صبح بهتر از عصر است، بعضی‌هامان هم البته عصرها به مراتب بهتری هستیم.

یکی از نکاتی که در این پژوهش‌های مورد بررسی قرار گرفته است، رابطه بین هوش و «آدم صبح یا عصر» بودن است.

در جریان یکی از این تحقیقات ۴۲۰ نفر که آدم صبح یا عصر بودند، مورد بررسی قرار گرفتند و با استفاده از تست‌های سنجش ضریب هوشی مورد بررسی قرار گرفتند، نتیجه تحقیق جالب بود:
بر خلاف باور سنتی جامعه، آنهایی که در ساعات عصر، بهتر هستند، ضریب هوشی بالاتری نسبت با آدم‌های صبح دارند!

همین نتیجه منشأ بحث‌ها و تئوری‌هایی در مورد ماهیت توانایی‌های شناختی آدمی شده است.

منبع : ويكي پديا



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 توسط ایمان
شهرت از راه‌های مختلف، به سراغ انسان‌ها می‌آید. گاهی این شهرت خوشایند است و گاهی کاملا ناخوشایند و غیرمترقبه. داستان مشهور شدن یک زن ایرلندی مهاجر آمریکا هم در نوع خود شنیدنی است.

مری مالون Mary Mallon در ۲۳ سپتامبر سال ۱۸۶۹ در ایرلند به دنیا آمد. او در سال ۱۸۸۴ به آمریکا مهاجرت کرد و بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۷ به عنوان آشپز در نیویورک مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۰۱، او به عنوان آشپز در یکی از خانه‌های نیویورک مشغول به کار شد، بعد از کمتر از ۲ هفته، اشخاص مقیم در خانه، به تیفوئید مبتلا شدند. سپس او به خانه دیگر در منهتن رفت و در آنجا هم بعد از مدت کوتاهی اعضای خانواده، علایم تب و اسهال را بروز دادند و کارگر لباسشوی خانه به خاطر این بیماری جان خود را از دست داد. بعد از این قضیه او آشپزی یک وکیل را به عهده گرفت، به زودی هفت نفر در خانه محل سکونت این وکیل به تیفوئید مبتلا شدند. در سال ۱۹۰۶ او کاری در لانگ آیلند گرفت، و باز هم در کمال شگفتی ۶ نفر از ۷ عضو خانواده، گرفتار تیفوئید شدند.

مری آدم بدشانسی بود، هر جا می‌رفت، بعد از مدتی سر و کله بیماری تیفوئید ظاهر می‌شد. مری هم مجبور بود ماه‌های زیادی را صرف مراقبت از ساکنان خانه کند. خوشبختانه مری خودش بیمار نمی‌شد، وگرنه اوضاع بدتر می‌شد.

اما این قضیه رفته‌رفته خیلی‌ها را مشکوک کرد. چرا مری و تیفوئید این اندازه با هم قرین شده بودند؟ مری که سالم تندرست بود و قائدتا نقشی در انتقال بیماری نمی‌بایست داشته باشد! برای بررسی بیشتر، «جورج سوپر»، یک پژوهشگر بیماری تیفوئید، مأمور بررسی این مورد شد، اما مری از دادن نمونه ادرار و مدفوع امتناع می‌کرد. سوپر، اما بسیار مشکوک شد که خود خانم مالون، منتقل‌کننده بیماری باشد، او نتیجه یافته‌های خود را در شماره ماه ژوئن مجله پزشکی آمریکا JAMA در سال ۱۹۰۶، ‌منتشر کرد.

بیماری تیفوئید که حصبه یا تب روده‌ای هم نامیده می‌شود، به خاطر خوردن آب و غذای آلوده به عامل بیماری عین باکتری سالمونلا تایفی،  منتقل می‌شود. علایم بیماری شامل تب بالا، عرق‌ریزش زیاد، اسهال و همچنین به صورت کمتر شایع، یک سری ضایعات پوستی خاص هستند. بعضی از اشخاص «ناقل سالم بیماری» هستند. آنها غالبا کسانی هستند که از یک دوره بیماری جان به در برده‌اند، اما میکروب در بدن آنها باقی می‌ماند بدون اینکه علایم یا بیماری ایجاد کند. ناقل‌ها به ترشح میکروب در ادرار و مدفوع خود ادامه می‌دهند.

تصور می‌رود که مری مالون از طریق مادرش، به صورت مادرزادی آلوده به عامل بیماری شده بود و مبدل به یک ناقل سالم بیماری شده بود. مری مالون، در واقع، نخستین شخصی بود که در ایالات متحده و اصلا در دانش پزشکی به عنوان ناقل سالم بیماری تیفوئید شناخته شد. به زودی به او لقب «مری تیفوئیدی» هم داده شد. از بد ماجرا او آشپز هم بود و تخمین زده می‌شود که او در طی اشتغال به حرفه آشپزی، ۵۳ نفر را به بیماری مبتلا کرد که از این میان سه نفر، فوت کردند.



ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


این صفحه را به اشتراک بگذارید

دریافت کد سیستم خبر خوان
Online

آمار سایت

نیازمندی - نیازمندی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو